تبلیغات
نا همگون - پیوند دستها
نا همگون
تا من هستم غمی نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 


وقتی پیام خاک به باد سحر رسید(( شاید پرنده ها ان را به گوش باد رساندند))

 

اگاه شد که همدم دیرینه اش زمین در لحظه های واپسین است

 

اسمیه سر ، به چاره بیرون جست با شتاب پرواز کرد سوی مسیحیان افتاب

 

جان دادن زمین را نالید ، نامید

 

انگاه باد (( گفتی طبیب بر سر بیمار می برد ))

 

دنبال افتاب به سوی زمین دوید !



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 30 شهریور 1389 توسط Geladiyatur 20 | نظرات()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
درباره وبلاگ
مطالب اخیر
» IMG
آرشیو مطالب
نویسندگان
نظر سنجی
» میهن بلاگیها نظرتون راجب این وبلاگ چیه؟





صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :